الشيخ عباس القمي
41
يازده رساله ( فارسى )
ثوابهاى عظيم ، و نهى از معصيت كرده و وعيد كرده عاصين را ، پس اگر معادى نباشد لازم آيد خدا كاذب باشد ، و قبح كذب ظاهر است و بر خدا محال است ، بهعلاوه آنكه لازم آيد ظلم در حق مطيعين و نكشيدن انتقام مظلومين از ظالمين و نحو اينها . و بدان كه واجب است اقرار به هرچه پيغمبر آورده و خبر داده ما را از اصول و فروع دين ، پس از آنكه ثابت شد حقّيت و صادق بودن آن جناب در آنچه فرموده . پس مىگوييم كه از جمله چيزهايى كه ثابت شده از آيات و اخبار حقّيت موت و توابع آن است از سكرات و شدايد آن و حاضر شدن رسول خدا و ائمّه هدى عليهم السلام در وقت قبض روح هر كس از مؤمنان و منافقان ؛ مؤمنان را براى بشارت به نعيم و شفاعت و منافقان و كافران را براى زيادتى شدّت و صعوبت مرگ بر ايشان ، و در اخبار وارد شده آن آبى كه جارى مىشود از چشمهاى مؤمنين در وقت مرگ از جهت شدّت فرح و سرور است كه بر ايشان وارد مىشود به ملاقات رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمّه عليهم السلام . و بايد همين قدر به طور اجمال اقرار داشته باشى و لازم نيست دانستن آنكه حضور آنها به چه كيفيّت است ؛ آيا به جسدهاى اصليّه است يا مثاليّه يا غير اينها ؟ ! و بايد تصديق كرد به عالم برزخ و ثواب و عقاب آن و باقى بودن روح بعد از مفارقت از بدن . و اقرار بايد كرد به سؤال قبر ، و بايد دانست كه نفس بعد از موت باقى است ، و اگر محض ايمان دارد متنعّم است ، و اگر محض كفر دارد معذّب است ، و اگر مستضعف است كه قدرت بر تميز حق از باطل ندارد و يا حجّت - كما ينبغى - بر او تمام نشده ، ايشان را در برزخ سؤالى و عذابى و ثوابى نخواهد بود و امر ايشان موقوف است تا قيامت كه حق تعالى به عدل يا به فضل خود در حق ايشان حكم فرمايد . و ساير مردم پس از بيرون شدن روح از بدنهايشان دوباره روح در قبر برمىگردد ، يا به جميع بدن يا به بعضى از آن كه قدرت بر فهم خطاب و سؤال و جواب داشته باشند ، و از ايشان سؤال مىكنند از بعضى عقايد و اعمال ، و به مقتضاى آن ثواب و